و گهگاهی دو خط شعری که گویای همه چیز هست و خود ناچیز !





جومانگ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
پراکنده (داستانک پند حکمت و ...) : وقتی...!



وقتی شادی آروم بخند تا غم بیدار نشه

وقتی هم ناراحتی آروم گریه کن تا شادی نا امید نشه!



دیوونگیه دیوونه در روز یکشنبه 30 بهمن 1384 ساعت 13:58

پیوند | چاپ | درد و دل [0]





شعر و شعر پاره :



وای ز دردی که درمان ندارد

فتاده ام به راهی که پایان ندارد



دیوونگیه دیوونه در روز شنبه 29 بهمن 1384 ساعت 13:45

پیوند | چاپ | درد و دل [2]





پراکنده (داستانک پند حکمت و ...) : سرنوشت!



 چه سرنوشت شومی !

 حرف هایی که قرار بود


 به هم بزنیم

 از یاد برده ایم


 و گل ها


 در دست هایمان خشکیده اند!



دیوونگیه دیوونه در روز جمعه 28 بهمن 1384 ساعت 14:08

پیوند | چاپ | درد و دل [1]





پراکنده (داستانک پند حکمت و ...) : مرحم!



همیشگی های خسته را چشمانت مرحمیست!

البته اگه دیگران بذارن



دیوونگیه دیوونه در روز جمعه 28 بهمن 1384 ساعت 00:49

پیوند | چاپ | درد و دل [0]





پراکنده (داستانک پند حکمت و ...) : قانون انطباق!



دلم نمی خواست اما راسته!:

در درس زیست شناسی قانون انطباق در برابر تغییر را می خوانیم.
"اگه یه ساس سبز رنگ در یک زمین زراعی قهوه ای زندگی کند و رنگ پوستش را تغییر ندهد، محکوم به فناست."
ساس می تونه جنگ و دعوا راه بندازه: " زمین زراعی باید سبز باشه؛ همیشه سبز
بوده …."
نتیجه این بحث و جدل اینه که بزودی اثری از ساس در مزرعه باقی نمی مونه.
قانون بی رحمانه و قاطعی یه: " تغییر کن یا بمیر."
افسوس معلم های زیست شناسی به شاگردان نمی گن که: " بچه ها این درس زندگی هم هست؛ انعطاف پذیر باشین."


کتاب: آخرین راز شاد زیستن
(Follow your heart: Finding a purpose in your life and world)
نویسنده: اندرو متیوس
(Matthews Andrew)



دیوونگیه دیوونه در روز دوشنبه 17 بهمن 1384 ساعت 21:43

پیوند | چاپ | درد و دل [0]





شعر و شعر پاره : ناچار!



زادن همه آغاز پذیــــــــــرایی مرگ است

بیـــــــــهوده زبان از پی انـــــکار گشــودم



این زادن و این مرگ چه دشوار و چه آسان

من دیــــــده بدین هر دوبه ناچــــار گشـــودم

 

سیمین بهبهانی

 



دیوونگیه دیوونه در روز شنبه 15 بهمن 1384 ساعت 22:49

پیوند | چاپ | درد و دل [1]





شعر و شعر پاره : جاده!



جاده مسبب اولین دوری!

رو تنِ زخمیِ جاده کی غمِ رفتنُ ساخته؟

کی تو غربتِ جدایی خوابِ خورشیدُ شکسته؟

کی تو شهرِ عشقُ رویا شعرِ نفرینُ نوشته؟

کی برای منِ تنها طعمِ غم رو جا گذاشته؟

کی تو اوجِ قصه هاش منُ بی صدا گذاشت؟

میون پرنده ها تو اطاقم پا گذاشت؟

برای تنهای خسته بگین آسمون بباره

زیرِ پای پاک بارون یه کسی دل می سپاره

تن زخمی زیر بارون دیگه مرحمی نداره

رو تنِ زخمیِ جاده کی دیگه پاشو میذاره؟



دیوونگیه دیوونه در روز سه شنبه 11 بهمن 1384 ساعت 22:18

پیوند | چاپ | درد و دل [2]





پراکنده (داستانک پند حکمت و ...) : دیوانه و عاقل!



 دیوانه پرسید :

عشق چیست ؟!

 عاقل جواب داد :

دیوانگی ...

 و دیوانه بی تفاوت به راه خود ادامه داد!



دیوونگیه دیوونه در روز یکشنبه 9 بهمن 1384 ساعت 19:23

پیوند | چاپ | درد و دل [0]





پراکنده (داستانک پند حکمت و ...) : دارکوب!



 غم انگیزترین چیزی که دیدم دارکوبی بود روی درختی مصنوعی!

 نگاهی به من کرد و گفت:

رفیق! دیگر درخت ها هم آن درختان قدیمی نیستند!



دیوونگیه دیوونه در روز شنبه 8 بهمن 1384 ساعت 14:44

پیوند | چاپ | درد و دل [0]





شعر و شعر پاره : زندگی!



گفتمش نقاش را از زندگی نقشی بکش

با قلم نقش حبابی بر لب دریا کشید



دیوونگیه دیوونه در روز جمعه 7 بهمن 1384 ساعت 22:25

پیوند | چاپ | درد و دل [1]






   1      2    >>


آخرین دیوونگی ها

  • عشق ***
  • آخرین!
  • ما !
  • ***
  • [ بدون عنوان ]
  • یاد!
  • غزل اون شب!
  • دوره ارزانی
  • !!!!!!!!!!!
  • جاذبه!
  • نکند...!
  • دیوانه!
  • بیا بنویسیم!
  • انتظار
  • فرق رویا با آرزو!
وبلاگ دیوونه
وبلاگ دیوونه


موضوعات


قدیم مدیما



هم بغض



پیوند روز


جستجو

جستجو در وبلاگ


خبرنامه

می خوای از دیوونه با خبر باشی؟
نام کاربری در Blog Sky



عیادت از دیوونه