و گهگاهی دو خط شعری که گویای همه چیز هست و خود ناچیز !





الکامپ 14 Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
پراکنده (داستانک پند حکمت و ...) : شیشه!



شیشه ای می شکند ...

یک نفر می پرسد...چرا شیشه شکست؟

مادری می گوید...شاید این رفع بلاست

یک نفر زمزمه کرد...باد سرد وحشی مثل یک کودک شیطان آمد، شیشه ی پنجره را زود شکست. کاش امشب که دلم مثل آن شیشه ی مغرورشکست،

 عابری خنده کنان می آمد..

 تکه ای از آن را بر می داشت...

 مرحمی بر دل تنگم می شد...

 اما امشب دیدم...

 هیچ کس هیچ نگفت، قصه ام را نشنید...

از خودم می پرسم آیا ارزش قلب من از شیشه ی پنجره هم کمتر است؟!



دیوونگیه دیوونه در روز چهارشنبه 2 آبان 1386 ساعت 20:28

پیوند | چاپ | درد و دل [0]







آخرین دیوونگی ها

  • عشق ***
  • آخرین!
  • ما !
  • ***
  • [ بدون عنوان ]
  • یاد!
  • غزل اون شب!
  • دوره ارزانی
  • !!!!!!!!!!!
  • جاذبه!
  • نکند...!
  • دیوانه!
  • بیا بنویسیم!
  • انتظار
  • فرق رویا با آرزو!
وبلاگ دیوونه
وبلاگ دیوونه


موضوعات


قدیم مدیما



هم بغض



پیوند روز


جستجو

جستجو در وبلاگ


خبرنامه

می خوای از دیوونه با خبر باشی؟
نام کاربری در Blog Sky



عیادت از دیوونه